Embrace

آغوش تو سایه گاه خستگی من است
آغوشی که میدانم همیشه به روی من باز است
و من لحظه به لحظه ی زندگیم را
به امید آرمیدن در آغوش تو سپری میکنم
دستهای من غرق التماس اند برای در آغوش گرفتن تو...
منی که خسته از دست خنجر روزگارم
برای رسیدن به آرامش در کنار تو لحظه شماری میکنم....
پ ن:
خـسـتـهتـر از آنـم
کـه لـیـوانـی چـای
آرامـَم کـنـد
آغـوش ِ گـرم ِ تـو را مـیخـواهـم...
+ نوشته شده در یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۲ ساعت 4:30 توسط مـحـمـــد
|
_____█████____█████